السيد الطباطبائي
41
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )
پيدايش يا اشتداد كسالت قلبى و اعصاب شد . و علّت ديگر ، سكته و درگذشت عيالشان بود كه آن نيز تأثير عميقى در ايشان گذاشت ؛ چون مهر و محبّت اين بانوى بزرگوار ، چون شير و شكر با ايشان درآميخته ، و زندگانى خوشى كه بر اساس مهر و وفا و صفا پايه گذارى شده بود برهم زد . و چنانچه از پاسخ تسليتى كه براى حقير نوشتهاند پيداست ؛ با آنكه چندين بار در اين نامه حَمد خدا را بجا آورده و جملات الحَمدُ للَّه و للّه الحَمد تكرار شده است ؛ نوشتهاند : « با رفتن او براى هميشه خطِّ بطلان به زندگانى خوش و آرامى كه داشتيم كشيده شد . » اين بانوى مؤمن كه او نيز از خاندان طهارت و از بنات أعمام ايشانست دختر مرحوم آية الله حاج ميرزا مهدى آقاى تبريزى بود كه او با پنج برادر خود آقايان : حاج ميرزا محمّد آقا ، و آقاى حاج ميرزا على أصغر آقا ، و آقاى حاج ميرزا كاظم آقا ( داماد مظفّر الدّين شاه ) و آقاى حاج ميرزا رضا ، و برادر ديگرى ، همه از علماء و از فرزندان مرحوم آية الله آقاى حاج ميرزا يوسف تبريزى بودهاند . نام آن مرحومه ، قمر السّادات و نام لقب او ، مهدوى است ، زيرا پدر ايشان : حاج ميرزا مهدى آقا ، به مهدوى معروف بودهاند . و وفات آن مرحومه در شب چهارشنبه 27 ذو القعدة الحرام 1384 واقع شده است . ايشان مىفرمودند : عيال ما زن بسيار مؤمن و بزرگوارى بود . ما در معيّت ايشان براى تحصيل بنجف اشرف مشرّف شديم ، و ايّام عاشورا براى زيارت بكربلا مىآمديم ، و پس از پايان اين مدّت چون به تبريز مراجعت كرديم ؛ روز عاشورائى ايشان در منزل نشسته و مشغول خواندن زيارت عاشورا بود ، مىگويد : دلم ناگهان شكست ؛ و با خود گفتم ده سال در كنار مرقد مطهّر حضرت